سرد سخت

سردمه، توی یک بیابون خشک و خالی دارم میدوم. هیچ لباسی تنم نیست و از سرمای شب مور مورم میشه. هیچی نمیتونم ببینم، فقط گاهی به پشته خاری میرسم که اگه خوش شانس باشم قبل از اینکه پاهای برهنم روش بره ، از کنارش رد میشم. صدای زوزه گرگ میاد و من به خاطر نمیارم که از چی فرار میکنم.

بیابون رو مه میپوشنه. حالا دارم توی مه میدوم، دارم توی مه گم میشم و هیچ ردی از من نمیمونه...تندتر میدوم، تندتر...

  موزیقی از مجموعه شب-سکوت-کویر - دانلود

/ 1 نظر / 16 بازدید
آذرباد

بارها شده كه اين روح در عالم خواب سرگردان شده در عوالم ناآشناي ديگري و اين هميشه براي من غريب بوده ...