سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٥

پراکنده از ونکوور

+ امروز شنیدم که نازنین فاتحی آزاد شده البته به قرار وثیقه . البته اتهام قتل عمد رو ازش برداشتن و هنوز باید دیه بده ! خدا به شادی صدر عمر طولانی دهاد !

+ برنامه جمعه ای احساس میکنم مثل تو‍‍ پ داره در ونکوور صدا میکنه و این باعث خوشحالیه ! چون امشب یکی دیگه از مواردی که فکر کنم جزو هدفام بود وقتی این برنامه رو پیشنهاد کردم و دنبالش دویدم یادم اومد. آگاهی عمومی ٬ مخصوصا ایرانیهای عزیز رو برای این موضوع بیشترکنیم ! مخصوصا دانشجوهای محترمی که حداکثر زمانشون در کتابخونه سپری میشه !! وسالهاست که خارج از ایران زندگی میکنن.

+ داشتن میز برای تبلیغ برنامه . خیلی ایده ء خوبی بود و به نظر من برای بهتر شدنه برنامه تاثیر زیادی داره . امروز داشتم حسابی برای یکی توضیح میدادم به انگلیسی و هی اونوسطا این خیلی علاقه نشون میداد و هی من توضیح بیشتری میدادم و یه جاهایی سوتی فارسی حرف میزدم یا میگفتم تو ایران بهش میگیم (دیه !) و اینم هی سر تکون میداد !!‌ با خودم گفتم عجب تیزه ! آخرش یکی اومد زد پشتش گفت فاطی چطوری!!‌کف کردم ! بعد بیچاره فکر کنم فهمید برگشت به انگلیسی گفت : من زیاد خوب نمیتونم فارسی حرف بزنم ! دوباره اون دوستش زد بهش که بابا فاطی چرا دروغ میگی !!:))

+پوستر برنامه رو سعی میکنم فردا اگه وقت شد اینجا بزارم ولی فعلا لینکش اینجا هست برید و حالشو ببرین دست بعضیا درد نکنه که تا ساعت ۳ صبح با ما نشستن و غر غرمون رو گوش دادن تا این کار در اومد .

+شب خوش. بقیه موارد رو باز فراموش کردم !!!

+دیدین یادم اومد ! کلا امروز یک پرچم ایران با آرم جمهوری اسلامی اونجا گذاشتیم ! کلا که من کلی حس وطن پرستیم گل کرده بود ! و تازه کلی هم توجه جلب میکرد ! کلا هم با تمام مشکلاتی که با جمهوری اسلامی (نمیگم الله) -این قابل توجه هست - داریم ولی فکر میکنم باید بپذیریم که الان پرچم کشورمون همینه که هست و به همینش بنازیم ...نه ؟ برای همین اصلا مثل خیلیا که خجالت کشیدن پشت میز بیان احساس بدی نکردم ! تازه دلم میخواست یه شیرجه هم اونتو برم !! خداییش بد دردیه که با کارات بسته باشنت به اینجا وگرنه که فردا ایران بودم !

+این احسان نراقی رو خیلی دوست دارم . خوندم در اخبار که یک فیلم مستند یکی از فامیلاش براش ساخته ! چقدر دلم میخواست ببینمش و چقدر دلم میخواست ببینمش (اینجا جناس به کار بردم :))‌)‌ هر چی گفت جناس ه چی بود :)‌ ) راستی بهتر نیست برم جامعه شناسی بخونم؟

+خوب جیزیه بعضی از این دوستای خوب. بد حالی میدن. حتی اگر ازداواج کرده باشن و باورت نشه هر چقدرم حلقشون رو بخوان بکنن تو حلقت ( اینجا استعاره بود از اینکه هی بگن و بگن !) چه گیری به ادبیات دادم !


بالاترین: Balatarin

پويا








پويا

----------------------------------

Cafe Radio

----------------------------------

Change for equality

----------------------------------

خانه
آرشیو
ایمیل

----------------------------------

 RSS

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

----------------------------------

----------------------------------



----------------------------------



----------------------------------


----------------------------------

بازدید :

آمار وبلاگ :