جمعه ٥ خرداد ۱۳۸٥

جاناتان مرغ دريايی

 چند وقت پيشا طلبيد  و با يک سری از بچه ها هيئتی رفتيم ويکتوريا ٫ پايتخت استان بريتيش کلمبيا که ونکوور بزرگترين شهرش حساب ميشه. حالا اگر وقت بشه يک گزارش کامل از رفتن به اونجا مينويسم اما امشب دلم ميخواست يک پست استثنايی  بفرستم که برای من که عاشق مرغ دريايی هستم هميشه يک آرزو بوده . دلم ميخواسته بتونم يکسری عکس از مرغ دريايی ها بگيرم.  
  در راه ويکتوريا اکثر اوقات توی راه رو از کشتی محترم مشغول عکس گرفتن از مرغ دريايی ها بودم و عکسهای
زير حاصل تلاش چند ساعته بنده حقير ميباشد اميدوارم موجب انبساط خاطر شما عزيزان شود :)) (اوه اوه اين حرفها رو از کجا ياد گرفتم ؟!)يادمه اون اولا که اومده بودم اين بلاد کفر و اين همه مرغ دريايی از نزديک ميديدم (يادمه چند باری اومدن باهام غذا خوردن !! از قاشق خودم به يکيشون غذا دادم !! به هر حال .خلاصه کنم .
 
 هميشه مرغهای دريايی منو ياد *جاناتان مرغ دريايی* اثر ريچارد باخ ميندازه و يک بار تنهايی تويه يه جزيره وسط مرغ دريايی ها راه ميرفتم و جاناتان رو صدا ميکردم !!‌ يادش بخير !!

لينک فرهنگی : نسخه کامل انگليسی کتاب رو اينجا بخونيد.
لينک عکسهای بزرگتر : عکس ۱-عکس۲-عکس۳-عکس ۴ .
لينک : فوتو گالری من .

 

 


بالاترین: Balatarin

پويا








پويا

----------------------------------

Cafe Radio

----------------------------------

Change for equality

----------------------------------

خانه
آرشیو
ایمیل

----------------------------------

 RSS

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

----------------------------------

----------------------------------



----------------------------------



----------------------------------


----------------------------------

بازدید :

آمار وبلاگ :