شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧

گلشیفته , همون گلشیفتست.

این نوشته زمان زیادی ازش میگذره ولی فرصت نکرده بودم اینجا بزارمش ولی خوب برای ثبت شدنش اینکارو میکنم ولی خوب موضوعش یکم بیات شده.

شال و کلاه کردیم دیشب و بهترین لباسها رو پوشیدم و بهترین ادکلن را زدیم و با "سنگینی سبک" رفتیم تا گلشیفته را ببینیم،" نوشته های اتوبوسی " امتحان داشت و ترمو میخوند و در طلب هاگ می سوخت! "ساعت شنی جاش خالی بود و اونیکه "روزهای بارونی!" را مینویسه مهمون داشت و جای همه اینا به اضافه "سکوت سنگین" خالی بود که وسط فیلم وقتی با چکش میزدن رو دست دی کاپریو ومن دو متر زیر زمین میرفتم بخنده و به بقیه که "دیدین گفتم این پسر روحش لطیف هست و فقط " سنگینی سبک" اونجا از حالت من، حال استمراری بکنه و تا آخر دنیا فرصت داره اینرو به رخ من بشه.

خلاصه آماده بودم در باره گلشیفته بنویسم و مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی بزنم.ولی خوب گلشیفته خودش بود، همون گلشیفته که بوده و هست و می خواد باشه. امیدوارم بقیه هم اینو بخوان.

نکته جالب اینه که این ۶-٧ سال وبلاگ نویسی و اومدن در این چند سال به این ینگه دنیا باعث شده که بی اختیار آدمهایی که میشناسم و دوست میشم وبلاگنویس از آب در بیان! شاید این به خاطر فراگیری وبلاگنویسی باشه یا اینکه دیگه آبت با بقیه توی یک جوب نمیره!

لینک مرتبط از روزنامه اعتماد ملی: گلشیفته به ایران بازمیگردد.


بالاترین: Balatarin

پويا








پويا

----------------------------------

Cafe Radio

----------------------------------

Change for equality

----------------------------------

خانه
آرشیو
ایمیل

----------------------------------

 RSS

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

----------------------------------

----------------------------------



----------------------------------



----------------------------------


----------------------------------

بازدید :

آمار وبلاگ :