دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥

روز برفی دانشگاه

باورم نمیشه آب و هوا این همه متغیر باشه ! در ونکوور هوا نیمه ابریه ! بعد میای ۴۰ دقیقه اینورتر روی تپه با یک هوای کاملا متفاوت مواجه میشی !! بابا جان ! این بالا برف میبارد !! به روی خار و خاراسنگ ! باور نمیکنید . خوب نکنید ٬ میتونین این عکسها رو ببینین که از دوربینهای آنلاین دانشگاه هست.این یکی هم اونیکی دانشگاه! البته پارسال هم یه بار اینطوری شده بود ولی فرقش این بود که پایین برف و بارون بود بعد یهو مه شدید میشد داشتی میومدی بالا و بعد هم آفتاب و شهر ابری رو زیر پات میدیدی و میتونستی آفتاب بگیری !

 +اسکار هم تموم شد.  امسال به نظرم اسکار خیلی پر بار بود ! مهدی فیلمی ، در مورد یک سری از فیلمهای امسال مطلب خوبی نوشته حتما یه نگاهی بندازین-انگار مطلبشو برداشته- .

جوایز Oscar  رو هم دادن به صاحاباشون ! ( در ضمن این کلمه انگلیسی اسکار رو هم گذاشتم ببینم کار ئه سرین چطور بوده . دستت درد نکنه خال جان ! فقط احساس میکنم این پرانترها هم پرواز میکنن ! علامتها هم میپرن! )

+ یه چند وقتی هست میخوام بگم این وبلاگ زیتون رو با فایرفاکس که نگاه میکنی فریم هاش قر و قاطی میشه ! هی میخوام برم بهش بگم ( خود شیرینی !) ولی هی یادم میره ! گفتم این خودشیرینی رو تو وبلاگم بکنم ! شاید یکی رفت براش درست کرد و همه خوشحال شدند !(یه مدتی که اصلا فکر میکردم دیگه نمینویسه به خاطر اینکه فقط ستون سمت راست وبلاگش رو میدیدم)

+ وقت دارین این هفته. از دست ندین و سینماتک حتما یک سر بزنید . 10 فیلم سینمایی سال پیش کانادا که معمولا در سینماها پخش نمیشه رو گذاشته. یکیش کار سارا پلی هست. (این سارا همون سارای داستانهای جزیره هست که عمش اسمش هتی بود(این نکته مهم بودا !) بزرگ شده و حالا فیلم سازی میکنه.

+ حالا هم نوبت تراوشات ذهنی خودم هست. اگر کیسه مخصوص ندارین خوندن بقیه نوشته رو توصیه نمیکنم. (چه تعریفی میکنه این بازیکن - اوه گفتم بازی کن . آفا جمعه ای برای اولین بار مسابقه فوتبال داشتیم با یوبی سی ٬ اونیکی دانشگاه شهر . آی مارو ترسوندن ! آی مارو ترسوندن !  ولی آی ما سوراخ کردیم تیم مقابل رو آی ما سوراخ کردیم ! 7 -3 بازی رو بردیم ! خیلی چسبید!)

خوب برگردیم به تراوشات . داشتم نوشته پری دریایی رو در مورد وبلاگ نویسی میخوندم دیدم خیلی خوب نوشته و بی راه نرفته. واقعا بعضی وقتها تعجب میکنم که این همه وبلاگ نویسی خودمون رو چقدر جدی میگیریم. و البته این جمله خیلی جالب بود که نوشته بود ( اما حقیقت اینه که هر کدوممون که دیگه ننویسیم ، دوروزه فراموش میشیم . انگار نه انگار که شخص نوعی مثل پری دریائی هم بوده) خوب به دلیل کمبود وقت تراوشات ذهنیم باشه برای بعد. کیسه رو میتونید فعلا نگه دارید.

+ داشت یادم میرفت . جند روز پیشا تو وبلاگ کوزه خانم. فهمیدم که یک سایتی برای فریدون فرخزاد درست کردن. حالشو بردم. شما هم ببرین.


بالاترین: Balatarin

پويا








پويا

----------------------------------

Cafe Radio

----------------------------------

Change for equality

----------------------------------

خانه
آرشیو
ایمیل

----------------------------------

 RSS

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

----------------------------------

----------------------------------



----------------------------------



----------------------------------


----------------------------------

بازدید :

آمار وبلاگ :