پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧

زادروز

چه هراسناک، زادروز من پنداری از همین لحظهء دل شکسته شدنم بود.


بالاترین: Balatarin

پويا





یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٧

کافه رادیو، جایزه بهترین رادیو بومی را در سال 2008 گرفت

رادیو Cjsf.ca که یکی از سه رادیوی محلی-بومی شهر ونکوور هست و بر اساس سری قوانین خاص در کانادا اداره میشه. به مدت 8 ماه هست که قسمتی از برنامه هاش رو به کافه رادیو داده  تا برنامه هارو از موج بلند اف.ام در ونکوور هم پخش کنه. هر ساله اول ترم جدید تحصیلی مراسم اهدا جوائز به برنامه های برتر و صحبتهای خیلی سازنده ای در مورد رادیو در قالب یک جلسه برگزار میشه.

امسال به عنوان تهیه کننده برنامه های کافه رادیو دعوت بودم به این برنامه و در عین نا باوری از اینکه اینطوربه ما توجه شده دیدم ، که ما هم برای چند زمینه کاندید شدیم و به عنوان بهترین رادیوی بومی که در این رادیو برنامه داریم انتخاب شدیم ویکی از دلیلهای انتخابیمون هم تشویق این همه آدم به همکاری و ساختن برنامه بود به شکلی که برای اینها عحیب بود که چطور 8 ماه برنامه داشیم و گاهی 7تا 10 نفر از بچه ها به استودیو و اتاق ضبط برنامه میان.

به هر حال مبارک باشه و چقدر احساس میکنم جای رادیوهای بومی در روستاها و دانشگاههای ایران واقعا خالیه.


بالاترین: Balatarin

پويا





جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧

نظر سنجی رادیو زمانه

دو سال از تولد رادیو زمانه میگذره. در نظر سنجیشون شرکت کنیم.  راستی این سئوال ٩ رو اگر براتون مفهوم بود به منم لطفا بگین تا روشن بشم. دست آرش و دوستش و جامی و بچه های زمانه درد نکنه‌!


بالاترین: Balatarin

پويا





پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧

شهر ونکوور و سینمازدگی

ونکوور تابستان خیلی خوبی رو داشت و امسال توریستها حسابی اینجا کیفشون کوک بود. ونکوور هم که دومین منبع درآمدش همین توریستها هستن حسابی از این موضوع حال استمراری کردن.

Gaudí's unfinished masterpieceامروز سر کار دیگه آروم نتونستم بگیرم و با اینکه ناهار با خودم برده بودم اومدم بیرون و قدم زدم. مرکز شهر از بس کوچیکه که ١۵ دقیقه بعد اونورش دم در کتابخونه مرکزی زیباش بودم و از آفتاب لذت میبردم. انقدرم شهر کوچیکیه که یکی از دوستان رو سر راه دیدم و حسابی گپ زدیم در مورد جشنواره فیلم ونکوور که دو هفته دیگه شروع میشه.

کتابهای شنیداری هاکلبری فین رو گرفتم که همینطوری گوش کنم و داشتم برمیگشتم که سر راه یکی از رئیسهای سینمای هنری شهر که جای مورد علاقم هست رو دیدم. باهاش یکم گپ زدم و گفت که یک هفته ای هست که سر کار نمیره و داره کمک به کارهای جشنواره ونکوور میکنه.

البته میخواستم بیام و امروز تو وبلاگ در مورد یکی از فیلمهایی که هفته بعد در همین سینما در مورد آنتونتی گاودی، آرشیتکت معروف ساخته شده بنویسم و پیشنهاد بدم که به این فیلم ساخته  دو دهه پیش که کارگردان ژاپنی ساختتش اگر علاقه دارین حتما روز دوشنبه آینده برای دیدنش به سینماتک بیاین.

از ونکوور خبر زیاده،‌یکی دیگشم دومین نمایشگاه عکس عریان! در ونکوور هست که یک ایرانی هم در اون عکس داره.از فردا شب شروع میشه تا ۲۸ سپتامبر ادامه خواهد داشت و لینکش هم اینجاست .


بالاترین: Balatarin

پويا





چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٧

فستیوال تئاتر فرینج ونکوور

نوزاد زاده شد، تیک.
مادر مرد، تاک.
لحظه ای پدید آمد، تیک.
لحظه از بین رفت، تاک.
مرگ متولد شد،تیک.
نوزاد مرد، تاک.

جشنواره بین الملی تئاتر فرینج ونکوور امسال برای ١١ روز در شهر ونکوور برگزار خواهد شد. این جشنواره که از سال ١٩٨۴ در شهر ونکوور برگزار شده امسال در ٢۴ امین سالگرد خود برنامه های متنوعی داره. برای اطلاعات بیشتر به  وبسایت جشنواره سر بزنید. نکته جالب در مورد فستیوالهای فرینج اینه که کارگردان هر اثر میتونه محل برگزاری تئاتر رو خودش انتخاب کنه و تمام عواید حاصل از فروش بلیط به دست اندرکاران تئاتر میرسه.

یکی از برنامه های امسال که قطعه اول این نوشتار هم از اون برداشته شده، یک تئاتر هست به نام "ماشین ذهن" که توسط دو تا از بچه های ایرانی به نامهای پرژاد و سحر نوشته و کارگردانی شده. پرژاد، کارگردانی تئاتر در ایران خونده و اینجا بعد از فارغ التحصیلی در رشته طراحی صحنه از دانشگاه یو بی سی فارغ التحصیل شده و در حال حاضر دکترای هنر تقابلی(هنر اینتراکتیو) در دانشگاه سایمون فریزر میخونه و سحر در رشته کامپیوتر و تئاتر فارغ التحصیل از دانشگاه یو بی سی ونکوور هست.

به گفته سحر، "ماشین ذهن" همان انسان هست که اینجا نوار مغناطیسی به جای حافظه اون کار میکنه و در گوشه صحنه کوزه ای نیز با صداهای درونش انسان و هویت اون رو تداعی میکنه. در این نمایش زنی به اسم" م " و مردی به نام " خ "  وارد زیر زمین شده و در آنجا بدون حضور مفهوم زمان و مرگ نقشهای مختلفی را با روایت کوزه بازی میکنند.

درکل تئاتر "ماشین ذهن" در مورد زمان و حافظه و هویت انسانی هست که در شش نمایش تا تاریخ ١٣ سپتامبر در سالن تقاطع خیابان هفتم و گرنویل برگزار میشه. اگر وقت کردین روزهای پنج شنبه ساعت ده و نیم شب  و جمعه ساعت شش و چهل و پنج و شنبه ساعت چهار و چهل و پنج این تئاتر رو ببینید. برای اطلاعات بیشتر جهت گرفتن بلیط برای این تثاتر اینحا رو ببینید.

 


بالاترین: Balatarin

پويا





جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧

روز از نو - وبلاگ از نو

سلام به همه کسایی که هنوزم به اینجا سر میزنن.

مدت زیادی بود که ننوشتم، نکات زیادی اومدن و قلقلک دادن منو تا بنویسم. از ۱۸ تیر گرفته که از همه بیشتر منو به نوشتن واداشت و حتی چند خطی نوشتم در موردش تا حالا  اتفاقات روزمره و کافه رادیو و کار و زندگی و زن و بچه فعلا فاکتور بگیریم.

زندگی این چند وقته حسابی دچار خونه تکونی بوده و هضم این همه تغییر کمی وقت گرفت. شکل زندگی این روزها حسابی عوض شده ولی خوب دوباره (من و  ونکوور) زنده میشه و مینویسه.

ممنون از همه دوستایی که اومدن و سر زدن و سراغ گرفتن و مخصوصا لعیا که حسابی موجب دلگرمی و برگشتم شد.

اونایی که یوتیوب دارین فعلا حال این آهنگ رو ببرین.


بالاترین: Balatarin

پويا








پويا

----------------------------------

Cafe Radio

----------------------------------

Change for equality

----------------------------------

خانه
آرشیو
ایمیل

----------------------------------

 RSS

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

----------------------------------

----------------------------------



----------------------------------



----------------------------------


----------------------------------

بازدید :

آمار وبلاگ :