دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٤

چهارشنبه سوری

 امسال برنامه انگار نظم بیشتری داشته ، مثلا دور آتیشا یه فنس ! فارسیش چی میشد ؟(آها حصار) گذاشته بودن که مردم اون وسطا بر عکس نرن و بخورن به هم ، بیافتن تو آتیش و پودر بشن ! هر چند چند نفری با این وجود پودر شدن !! یکیش یه خانومه بود که داشت میپرید یهو پاش گرفت به یکی از چوبا و با ملاج خورد زمین ! شوهرشم پشتش داشت میومد ! ولی به جای اینکه کمکش کنه قاه قاه میخندید و بقیه آتیش رو پرید ! خانومه هم پاشد همین کارو کرد !!! (خوشحالم زنده موند !) یکی هم یه خانومه بود که داشت جلوی من از آتیش سریع میپیرد ! بعد من هم پشتش همینطوری میرفتم و قوطی نوشابم دستم بود ! بعد یهو یکی صداش کرد ؛آیدا !(انگار قرار گذاشته بودن اون وسطا وایسه ازش عکش بگیرن !!!! منو میگی روی هوا توی آتیش باید وایمیستادم تا آیدا عکسشو بگیره ! خیلی خودم کنترل کردم که نخورم بهش و پشتش واستادم ! ولی اینرسی حرکتی باعث شد نوشابه محترم از قوطی خارج شده و روی لباس سفید خوشگله خانومه بریزه :)))) به من چه ؟!

حضور حاجی فیروز خیلی جالب بود و حسابی باعث سرگرمی مردم شد ! من نفهمیدم فقط حضور اون خانمه (که مرد بود البته ) در کنار حاجی فیروز چی بود ! شاید حاجیه فیروزه بوده ! یا یه همچین چیزی !! به هر جال اگه کسی از نظر تاریخی میدونه قضیه چیه به منم بگه !!!

شب جالبی بود ! بچه های گروه ضربت ! هر چی داشتن نمایش دادن ! من نفهمیدم فقط این هم خونه ء محترم ! چطوری این حرکات موزون رو تمرین کرده بود ! به هر حال تندیس بلورین مسخره ترین رقص رو میدیم به اون ! کارت درسته آقا بهروز !

دیدن آیدا ، دختری کوچک ، یه کیفه  خاصی بهم داده ، اولین باری که دیدمش تو شکم مادرش بود و تا الان که 1 سال و 5 ماه از عمرش میگذشت ندیده بودمش...خیلی ذوق زده شدم دیدمش ! هر چند اون بیشتر از من ترسیده بود ! به هر حال امیدوارم همیشه سر حال و قبراق به زندگیش ادامه بده .

ِUpdate: يک سری عکس در مورد چهارشنبه سوری در Amble side


بالاترین: Balatarin

پويا





چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٤

حقوق زن در ونکوور

قراره فردا در SFU يک خانم ايرانی بيان و در Departman women's Studies در مورد حقوق زن در ايران صحبت کنن . خيلی دلم ميخواست برم ، حيف که کلاس دارم ، ساعت ۱:۳۰ تا ۳:۳۰ فردا ،‌پنج شنبه . اينجا اطلاعات بيشترش هست. اگر رفتين به منم بگين چه خبر بوده

"Iranian Women and feminist movement." Sima Farhoudi


بالاترین: Balatarin

پويا





جمعه ۱٩ اسفند ۱۳۸٤

هر روز ٬ روز ه مصدق

سلام
درسته که از سالروز مصدق چند روزی گذشته . درسته که دیگه کسی دربارش نمینویسه . ولی مگه فقط یکروز هست که باید روزش باشه ؟ چرا هر روز نتونه روش باشه ؟
Mossadegh
سالروز فوت مصدق ، تئاتر رضا علامه زاده رو دیدم ، جای همه آدما که این روزا دنبال اپسیلون نشان از مصدق میگردن و دلشون تنگ شده خالی. وقتی مصدق ه نمایش میگفت " " موی بدنم سیخ میشد به تنم و آروم میلرزیدم .

اینم یک نوانما برای اونایی که دوستش دارن .
اینم لینک به مطلب جالب و خوندنی برای اونایی که دوستش دارن.(باید این جمله رو حتما بنویسم ؟کسی هست که دوستش نداشته باشه ؟)
کتابهای خواندنی برای اونایی که دوستش دارن . (خاطرات و تالمات - محمد مصدق)(مصدق به بيان تصوير - جليل بزرگمهر)

پی اس: ميدونم زياد ربط نداره ولی خوب يکمم ربط داره . فيلمهای کنفرانس برلين مخصوصا اين روزها قبل از آزادی آقای گنجی لطف ه جالبی داره ...هر چند يکم ممکنه عصبی بشين از اون آدمايی که کمتر از سوييس رو هم قبول ندارن ! ولی لخت ميشن و اون وسط ميرقصن !  -لينک به صفحه فيلمها -


بالاترین: Balatarin

پويا





پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤

زرشک پلو - سرآشپز تفديم ميکند

غذايی که امروز براتون در نظر گرفتيم زرشک پلو با مرغه !

يدونه پياز پوست بکنين و چهار فسمتشون کنيد يا حلقه حلقه بيريزين تويه قابلمه دو تا سه تا تيکه مرغ برای دو نفر کافيه ٬ البته اگه پياز نداشتين ٬‌از سير هم ميتونين استفاده کنين ٬‌من شنيدم توی ايتاليا زرشک پلو با مرغ رو با سير درست ميکنن !:))
نمک و فلفل و يک ليوان آب اضافه کنيد و اولش بزارين حسابی با دمای بالا قل قل کنه ٬‌بعدش درجشو کم کنيد(مثلا ۲) (اگر فلفل سبز هم دارين يکم بد نيست بهش خورد شدشو اضافه کنيد)

تهيه زرشک
اين قسمت خيلی مهمه ٬‌مخصوصا اونايی که عادت دارن زرشک و کشمش رو نپخته با غذا قاطی ميکنن (در بعضی نواحی هم ديده شده که کنار غذا ميزارن و با هر لقمه يه دونه زرشک يا کشمش رو نوش ه جان ميکنن !! )

نيم ليوان زرشک + ۳ قاشق شکر+ کره ۴ تا قاشق(۵۰ گرم) شعله کم تا شکرا آب بشن هم ميزنيم و بعد هم خاموش ميکنيم . زعفرون نصف قاشق چاخوری +دو تا عذا خوری آب جوش با هم قاطی ميکنيم تا بريزيم روی برنجمون


بالاترین: Balatarin

پويا





یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٤

هم صدایی با خانوم ها - تحریم ورزشگاه ها

مطابق آخرای شب که دوست دارم اخبار رو داغ داغ بخونم به روز آن لاین سر زدم و به یکی از مقاله هایی در مورد رفتن دخترها به ورزشگاه سر بازی ایران و کاستاریکا بر خوردم ....ویرم گرفت یکم بنویسم

نویسنده ء "تحريم ورزشگاه ها" ، آقای محمدرضا نسب عبداللهي، گفتن که بهتره ما آقایون با خانومهایی که به ورزشگاه راه داده نشدن هم صدایی کنیم و از تلویزین بازی رو تماشا کنیم تا مسئولین به خاطر خالی بودن ورزشگاهها حقی که خانومها دارن رو بهشون برگردونه . من با اینکه باید با خانومها هم صدایی کرد کاملا موافقم ولی در شکل مخالفت با ایشون اختلاف نظر دارم..به نظر من باید رفت ورزشگاه و با خانومهایی که پشت درها رفتن هم صدا شد و اگر اونوقت راه ندادن به ورزشگاه نرفت.

اولا که ما آدما - مخصوصا ایرانیها - اکثرا خواستار حقمون هستیم و همیشه این سئوال رو مطرح میکنیم که "حق ما چی هست؟" و "بقیه چه کاری باید برای ما انجام بدن؟" شاید سوال مهمتر اینه که ما برای داشتن حقمون چه کاری باید بکنیم ؟ در کشوری که مردم عادت کردند هیچگاه هیچ وظیفه ای در مورد حقوقشون قبول نکنن نمیشه انتظار داشت تا هیچ اتفاقه مثبتی بیافته و مخصوصا حرف از دموکراسی بیشتر شبیه یک شوخی میمونه . همونطور که خانوم انورا انیل (Onora O'neill) میگن " در جایی که انسانها به وظایفشون -برای رسیدن به حقوق - عمل نمیکنن
، به حقوقشون احترام گذاشته نمیشه و جایی که به حقوق انسانها احترام گذاشته نمیشه هیچگاه دموکراسی قابل دسترس نیست" و البته کلا در برابر حکومت موجود اعتراض آرام و ساکت جوابگو نیست و کلا کسی این وسط از ورزشگاههای خالی خجالت نمیکشه . هر چند که ورزشگاهها بعیده که خالی بشن چون تعداد آدمایی که به اینترنت دسترسی دارن و ممکنه خبر بشن که قراره تو خونه بمونن به هزار تا نمیرسه و اگر هم خوشبینانه برسه فکر کنم که تاثیرشون وقتی که با خانومها در کنار استادیوم خواستار ورود به استادیوم بشن تاثیر بیشتری بگذاره و حمعیت بی خبر در مورد گردهمایی رو هم شاید یک تکونی بده .

به هر حال ، امیدوارم این حق مسلم خانومها - در کنار بقیه حقهای مسلمشون - براشون محفوظ بمونه و بتونن در کمال آرامش از دیدن بازی از استادیوم لذت ببرن . هر چند بیشتر موافقم به جای اینکه در خونه بمونیم و تخمه بشکنیم و فکر کنیم داریم با خانومها هم صدایی میکنیم به پشت در ورزشگاه بریم و اونجا پلاکارد دستمون بگیریم و به جای خانومها حداقل کتک بخوریم ! راستی چرا هیچ مردی و پسری در عکسهای گرفته شده از خانومهایه معترض بازی ايران - کاستاریکا دیده نمیشه ؟؟ حای خجالت نداره ؟ مردا کوشن ...؟


بالاترین: Balatarin

پويا








پويا

----------------------------------

Cafe Radio

----------------------------------

Change for equality

----------------------------------

خانه
آرشیو
ایمیل

----------------------------------

 RSS

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

----------------------------------

----------------------------------



----------------------------------



----------------------------------


----------------------------------

بازدید :

آمار وبلاگ :